+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هفتم شهریور ۱۳۹۲ ساعت 10:43 توسط saeed
|
سلام به دوستان خوبم.من"سعید"هستم.امیدوارم که از مطالب وبلاگ من خوشتون بیاد.دادن و ندادن نظرم به عهده خودتونه. از همتون ممنونم وهمتونو دورادور میبوسم.
##################### با عرض پوزش ما قصد توهین به کسی رو نداریم.پس خواهشا تاراحت نشین. ........................................... تا حالا فکر کردی اگر خدا به حضرت ابراهيم امر می کرد بجای پسرش زنشو قربانی کنه ،اين مراسم هر سال با چه شکوه و عظمتی تکرار ميشد !!!
##################### در راستای اسلامی کردن اسامی شهرها: سوسنگرد به فاطمه تپل تغییر کرد.
##################### وصیت نامه حسین فهمیده: جان مادرتان برای تانکها بوق بذارید.
##################### اصفهانيه ميره سربازي وقتي برميگرده بابا و داداششو با كلي ريش ميبينه ميزنه زير گريه ميگه بگين چي شده من طاقت دارم. باباش ميگه كره خر چرا ريش تراشو با خودت برده بودي؟! # اصفهانيه قله اورست رو فتح كرد.بهش ميگن انگيزه ات چي بود؟؟ ميگه خدا لعنت كنه كسي رو كه گفت اون بالا نذري ميدن
###################### ه روز یه اصفهانی و یه تهرانی ۰و یه قزوینی می میرند.آنقدر به خدا التماس می کنند تا اینکه خدا با برگشتن آنها به دنیا موافقت می کنه به شرطی که دیگه گناه نکنند وگرنه سنگ می شوند. خلاصه آنها به دنیا برمی گردند.همان اول کار تهرانیه یه دختره را میبینه و می افته دنبالش. همان دم سنگ میشه.بعد مدتی اصفهانیه یه ۵ تومانی روی زمین می بینه خم میشه که برداره قزوینیه می گه : خاک تو سرت . هم خودت رو بدبخت کردی هم منو
###################### لره زنش رو (ببخشین) می فروخته؛ میگن چرا این کارو می کنی : میگه سی پول میگن : پول واسه چی می خوای ؟ میگه: برا تفنگ خریدن. میگن تفنگ واسه چی؟ میگه سی جنگ با دشمن میگن : جنگ برای چی؟ میگه : سی ناموسم
###################### به يه لره ميگن تا حالا سوتی بزرگ دادی ميگه آره یه با خونه تنها بودم دختر خاله ام زنگ زد گفت چه خبر گفتم هيچی تنهائی حوصلم سر رفت اونم گفت منم تنها هستم پاشو بيا خونمون منم رفتم بهم گفت من ميرم توی اتاق تو هم چند دقيقه بعد بيا تو منم ۱۰ دقيقه بعد رفتم تو اتاق تاريک بود برقارو که روشن کردم همه خنديدن و گفتند تولدت مبارک ،بهش ميگن اينکه سوتی بزرگی نبود ميگه چرا آخه من لخت رفتم تو!!!!!!!!!
###################### دولت برای پنجاه هزارمین بار به هم وطنان عزیز لری اعلام کرد: که نمی توان با کارت سوخت ، تلفن زد.
###################### لره ۱نفرو تو خيابون ميبينه ميگه : ببخشيد من شما رو تو دبي نديدم؟ يارو ميگه : نه آقا من اصلان دبي نرفتم. لره ميگه : چه جالب اتفاقا منم تا حالا دبي نرفتم ، حتما ۲ نفر ديگه بودن